درسی از زندگی توسط محمد علوی از کلار آباد
چند گوئی که به پیری ر سم و توبه کنم چه کنی گر بجوا نی به لحد در مانی همنشینا ن تو در کنج لحد خاک شدند چشم عبرت بگشا خوا جه اگر انسانی این چند بیت را من در رهگذر جنازه انسانی از دهان تشییع کننده ئی شنیدم که دل شوریده ئی داشت وبی اختیار با بانک بلند این ا بیات راخواندوا شک دید ه ا ش سرا زیر شد ...اگر این شخص دل شوریده ئی داشت دل من هم شاید از او شوریده تر بود چون در کودکی بفرمان پدر بزرگم حضرت آیت الله علی اکبر علوی ( مر عشی) خوابی عرفانی دیده بودم ؟؟ وایشان مرا زیر نظر خود گرفته بودند وبه تربیتم همت نموده بودند بطوری که ایشان در سال 1316 که به نشعه دیگری...
ادامه مطلب